در شرایط اقتصادی کنونی، بسیاری از افراد با پرسشهایی مواجهاند که پاسخهای آن میتواند بر آینده مالی خودشان و دیگران تاثیر مستقیم بگذارد. این مقاله با هدف ارائه پاسخهای روشن، کاربردی و مبتنی بر تحلیل واقعی بازار تهیه شده و تلاش دارد مهمترین پرسشهای عمومی درباره ارز، نقدینگی، طلا و نقره، تبدیل داراییها و بورس را بهصورت دقیق و قابلفهم بررسی کند.
نتیجه ارزشگذاری در این دو روش یکسان نیست و در ارزیابیهای اقتصادی، روش نقطهبهنقطه معیار دقیقتری تلقی میشود، زیرا تغییرات واقعی قدرت خرید را بهتر منعکس میکند. ارزش دلار در ابتدای سال ۱۴۰۵ حدود ۱۴۵ هزار تومان برآورد شد. شرکتها نرخ ۱۴۰ هزار تومان را برای دلار مبنای بودجه خود قرار دادند که عددی منطقی است و سقف ارزش واقعبینانه دلار نیز حدود ۱۵۰ هزار تومان تخمین زده شده است که در تحلیل اقتصادی، درست محسوب میشود.
اگر میزان پول مازاد بهقدری است که امکان خرید زمین یا ملک وجود دارد، انتخاب ملک/زمین بهترین گزینه برای سرمایهگذاری بلندمدت است. اما اگر مبلغ کمتر است، میتوان به گزینههای خرید طلا، نقره و سهام فکر کرد.
در تاریخ 16 اردیبهشت ۱۴۰۵، قیمت دلار در بازار حدود 175 هزار تومان بود؛ در حالیکه ارزش ذاتی آن با توجه به تورم میانگین ۶ درصدی فروردین و حدود ۴ درصد تورم تخمینی اردیبهشت، حدود ۱۶۰ هزار تومان برآورد میشود. بنابراین دلار فعلی دارای حدود 15 هزار تومان حباب قیمتی است. اگر نرخ دلار به ۲۰۰ هزار تومان برسد، احتمال اصلاح قیمتی و بازگشت به سطح ارزشی واقعی وجود دارد.
بنابراین:
1. توصیه نخست: از وضعیت فعلی بازار به عنوان فرصتی برای آموزش و کسب مهارت در بورس استفاده کنید تا پس از کاهش ریسکهای بازار، توان سرمایهگذاری مطمئن داشته باشید.
2. توصیه دوم: در صورت تصمیم به سرمایهگذاری، نیمی از نقدینگی را به طلا و نقره و نیم دیگر را به سهام تخصیص دهید.
با این حال، خرید طلا و نقره در نرخ فعلی دلار توصیه نمیشود و بهتر است تا زمان اصلاح قیمت ارز و کاهش ریسکهای سیاسی و اقتصادی صبر کنید.
توجه داشته باشید که پس از کاهش ریسکها، ممکن است روند صعودی طلا و نقره کندتر شود اما در بلندمدت این داراییها ذاتا مسیر رشد پیوسته و صعودی دارند.
زیرا در تحلیل اقتصادی بلندمدت، دلار معیار پایداری برای سنجش ارزش نیست. قدرت خرید دلار در گذر زمان کاهش مییابد و نمیتواند شاخص مناسبی برای ارزیابی ارزش واقعی کالاها باشد.
شواهد تاریخی از روند افزایش قیمت اونس جهانی طلا، نقره، مس و حتی بیتکوین در سالهای اخیر نشان میدهد که ارزش واقعی کالاها در برابر دلار افزایش یافته است.
به بیان سادهتر، هر کالایی که بر پایه دلار قیمتگذاری شود، با گذر زمان برای خرید همان کالا به دلار بیشتری نیاز خواهیم داشت. از اینرو، طلا معیار شفافتر و پایدارتر برای سنجش ارزش واقعی داراییها و کالاها محسوب میشود.
اگر توان مالی و استطاعت بازپرداخت اقساط وام را دارید، دریافت وام میتواند گزینه معقولی باشد. در این حالت پیشنهاد میشود:
اما نکته بسیار مهم این است که سرمایهگذاری در بورس تنها زمانی توصیه میشود که مهارت و تسلط کافی در تحلیل بازار کسب کرده باشید. بدون دانش و آموزش مناسب، ورود به بورس میتواند ریسک زیان قابل توجهی داشته باشد.
در صندوقهای طلا، تعداد واحدهای ریزرو (واحدهای پشتوانه) و تعداد واحدهای صدور نقش مهمی در رفتار قیمتی دارند. وقتی ظرفیت واحدهای ریزرو به سقف میرسد، صندوق دیگر نمیتواند واحد جدید عرضه کند. در این حالت، هر میزان افزایش تقاضا میتواند به افزایش قیمت و ایجاد حباب مثبت منجر شود. اما اگر تعداد واحدهای صدور کمتر از ظرفیت واحدهای ریزرو باشد، صندوق در صورت ایجاد تقاضای جدید و شکلگیری حباب، میتواند عرضه انجام دهد و پول حاصل را صرف خرید گواهی شمش یا سکه کند.
البته باید توجه داشت که این حبابها معمولا بسیار کوتاهمدت هستند، چون عملکرد صندوق سریعا به سازمان بورس ارسال میشود و در صورت تایید، صندوق مجددا کد رزرو جدید دریافت میکند و امکان صدور واحدهای بیشتر فراهم میشود.
کسانی که صندوقهای طلا را برای نوسانگیری خریداری میکنند باید دقت کنند که هنگام شکلگیری حباب، احتمال رشد همزمان دلار یا اونس جهانی طلا وجود دارد و این رشد میتواند حباب صندوق را تخلیه کند. بنابراین بهتر است بهصورت پلهای و با درصد مشخصی از دارایی وارد نوسانگیری صندوقها شوند تا ریسک کاهش یابد.
بله، در صورتی که حباب نداشته باشد.
سکه به دلیل عیار بالا، قابلیت نقدشوندگی آسان و استاندارد بودن، یکی از بهترین گزینههای سرمایهگذاری فیزیکی در حوزه طلا محسوب میشود.
برای سرمایههای کوچک، بهتر است گواهی سپرده نقره در بورس کالا به عنوان اولویت در نظر گرفته شود، زیرا معمولا صندوقهای نقره دارای حباب قیمتی هستند. در خرید نقره از بورس کالا محدودیت سقف خرید وجود دارد اما محدودیت کف وجود ندارد، بنابراین برای مبالغ کوچک نیز گزینه قابلاعتمادی است.
در مورد نقره فیزیکی:
اگر دلار را 160 هزار تومان و اونس نقره را ۷۵ دلار در نظر بگیریم، قیمت منطقی یک شمش یک کیلویی نقره حدود 425 میلیون تومان خواهد بود. در حال حاضر این شمش با قیمت 500 میلیون تومان معامله میشود که نشان از 10 تا 15 درصد پتانسیل اصلاح دارد.
به عنوان معیارهای خرید:
· خرید شمش در ۴۵۰ میلیون تومان مناسب است.
· زیر 425 میلیون تومان خوب است.
· زیر 400 میلیون تومان عالی است.
به طور کلی توصیه میشود همیشه ارزانترین نوع نقره موجود را خریداری کنید، چه فیزیکی و چه بورسی.
در شرایط فعلی:
· صندوق درآمد ثابت بازدهی ۴۰ درصدی دارد.
· تورم سال گذشته ۷۲ درصد بوده است.
· اگر تورم فروردین را با میانگین ۶ درصد فرض کنیم و همین روند در سال ادامه یابد، تورم سال ۱۴۰۵ نیز به ۷۲ درصد خواهد رسید.
بنابراین فردی که در صندوق درآمد ثابت سرمایهگذاری میکند، سالانه حدود ۳۲ درصد قدرت خرید خود را از دست میدهد.
پس صندوقهای درآمد ثابت باید فقط به عنوان محل پارک کوتاهمدت پول استفاده شوند، نه سرمایهگذاری بلندمدت. در افق بلندمدت، طلا گزینه بسیار بهتری برای حفظ ارزش سرمایه است.
اگر امکان نگهداری امن طلای فیزیکی را دارید، طلای آبشده یا سکه گزینههای بهتری هستند.
صندوقهای طلا (چه مبتنی بر سکه، چه مبتنی بر شمش) هزینه انبارداری دارند و هزینه مدیریت و ساختار صندوق نیز به قیمت تحمیل میشود. به همین دلیل در مقایسه بلندمدت، ممکن است بازدهی آنها اندکی کمتر از طلای فیزیکی باشد.
البته صندوقها برای افرادی مناسباند که:
· قصد خرید حجم بالای طلا دارند و امنیت نگهداری برایشان چالش است.
· یا میخواهند مبلغ کمی طلا بخرند (کمتر از یک سکه کامل).
· یا کسانی که به طور کلی خرید آنلاین را ترجیح میدهند و برایشان راحتتر است.
در نهایت انتخاب بین طلای فیزیکی و صندوق طلا کاملا بستگی به شرایط فردی دارد.
هر معدن طلا یک ظرفیت مشخص و محدود دارد و در نهایت روزی تمام میشود. اطلاعات مربوط به ظرفیت، میزان استخراجشده و وضعیت ذخایر در گزارش تفسیری مدیریت که هر سه ماه منتشر میشود ارائه میگردد. همچنین شرکت در مجامع عمومی اطلاعات تکمیلی در اختیار سهامداران قرار میدهد.
بهتر است ابتدا دورههای آموزشی لازم را بگذرانید و بر بازار طلا، نقره و سهام تسلط پیدا کنید. پس از آن میتوانید 50 درصد سرمایه را به سهام و 50 درصد را به طلا و نقره اختصاص دهید. البته تا زمانی که مهارت کافی در بورس به دست نیاوردهاید، بهتر است وارد سهام نشوید و تمرکز خود را فقط روی طلا و نقره قرار دهید.
دوره آموزشی مسیر ثروتساز، صفر تا صد سرمایهگذاری در طلا، نقره، ارز و مسکن را بهصورت کامل آموزش میدهد. همچنین دوره فاندامنتال، یک دوره جامع برای یادگیری تحلیلگری و معاملهگری در بازار بورس است که مباحث روانشناسی معاملهگری را نیز پوشش میدهد.
در شرایط بروز ریسکهای نظامی:
· قیمت نفت افزایش مییابد.
· انتظارات تورمی تقویت میشود.
· احتمال کاهش نرخ بهره در آمریکا به تعویق میافتد.
· در نتیجه شاخص دلار قویتر میشود.
وقتی شاخص دلار تقویت میشود، طلا و نقره معمولا کاهش قیمت را تجربه میکنند. اما در ایران افزایش شاخص دلار جهانی باعث گرانتر شدن دلار داخلی میشود.
در دو ماه اخیرِ ریسک نظامی، دلار، طلا و نقره تقریبا همسو رشد کردند. اما اکنون دلار رشد بسیار بیشتری داشته، در حالیکه طلا و نقره افت چندانی نداشتهاند. در صورت تکرار ریسکها، احتمال دارد سرعت افزایش دلار کمتر شود و این میتواند فرصتهای مناسبتری برای خرید طلا و نقره در آینده ایجاد کند.
در فرآیند تبدیل داراییها، بهویژه در مورد داراییهایی مانند طلا که نقدشوندگی بالایی دارند، مهمترین اصل اطمینان کامل از قطعی بودن معامله جدید است. به بیان ساده، تا زمانی که معامله جدید نهایی نشده و از اعتبار طرف معامله، شرایط معامله و انجام قطعی آن کاملا مطمئن نشدهاید، نباید دارایی فعلی خود را بفروشید.
اگر پیش از حصول اطمینان از انجام معامله، دارایی خود را بفروشید ممکن است در شرایطی قرار بگیرید که:
· معامله جدید انجام نشود،
· قیمت دارایی قبلی افزایش پیدا کند،
· یا امکان خرید مجدد آن دارایی با قیمت قبلی از بین برود.
در چنین شرایطی احتمال زیان مالی بسیار بالا خواهد بود. بنابراین در تبدیل داراییها باید زمانبندی و قطعیت معامله با دقت مدیریت شود.
بازار مسکن معمولا بازاری سخت و کمانعطاف محسوب میشود و ورود و خروج در آن بهسادگی انجام نمیگیرد.
اگر نیاز به ملک بزرگتر واقعا ضروری باشد، انجام چنین تبدیلی میتواند منطقی باشد. اما اگر این نیاز ضروری نیست، معمولا توصیه میشود چنین تصمیمی با احتیاط بیشتری گرفته شود.
در نهایت این تصمیم تا حد زیادی به سبک زندگی، ترجیحات شخصی و انتظارات افراد از کیفیت زندگی بستگی دارد. از دیدگاه شخصی، ترجیح بر این است که ملک مصرفی بیش از حد بزرگ و سنگین نشود. یکی از دلایل این دیدگاه، تغییر تدریجی سبک زندگی در جامعه است؛ بهطوری که میزان دورهمیها و مهمانیهای خانگی نسبت به گذشته کاهش یافته است. در نتیجه نیاز واقعی به متراژهای بسیار بالا کمتر شده و میتوان بخشی از سرمایهای که صرف افزایش متراژ میشود را در گزینههای سرمایهگذاری کارآمدتر به کار گرفت.
اگر هدف از خرید، ملک مصرفی باشد و ملک بزرگتر بتواند نیازها و انتظارات زندگی شما را بهتر تامین کند، چنین تبدیلی میتواند منطقی و قابل قبول باشد. اما اگر ملک صرفاً با هدف سرمایهگذاری نگهداری میشود، معمولا توصیه میشود سبد داراییهای ملکی متنوعتر و با ارزشهای کوچکتر باقی بماند.
به عبارت دیگر، داشتن چند ملک با ارزش کمتر اغلب از نظر سرمایهگذاری مزیتهایی دارد، از جمله:
· تنوع بیشتر در داراییها
· نقدشوندگی بهتر
· کاهش ریسک تمرکز سرمایه در یک ملک
همچنین روند ساختوساز، بهویژه در شهر تهران، به سمت واحدهای کوچکتر با متراژ حدود ۵۰ تا ۷۵ متر در حال حرکت است. به همین دلیل در بسیاری از موارد، مالکیت واحدهای کوچکتر میتواند گزینه مناسبتری از نظر سرمایهگذاری باشد.
در بسیاری از موارد بله، فروش طلا برای خرید ملک میتواند تصمیم درستی باشد. تنها نکته مهم در شرایط فعلی این است که در هنگام خرید ملک، مناطق با ریسک احتمالی کمتر انتخاب شوند.
به طور کلی در مورد خرید ملک، بهویژه ملک مصرفی، هر زمان که شرایط مالی و قدرت خرید فراهم باشد معمولا توصیه میشود اقدام به خرید انجام شود. دلیل این توصیه آن است که داشتن قدرت خرید در یک مقطع زمانی، تضمینکننده حفظ همان قدرت خرید در آینده نیست و ممکن است در آینده به دلایل مختلف اقتصادی امکان خرید با همان شرایط از بین برود.
نکته مهم: برای عزیزانی که درباره تحلیل سهام پرسش دارند، یادآوری میشود تحلیلهای بهروز و جامع بازار و نمادهای مختلف بهصورت منظم در کانال وبسایت مجموعه آموزشی رز منتشر میشود. این کانال از زمان آغاز ریسکهای نظامی، بهصورت رایگان و در دسترس عموم فعال است تا همه علاقهمندان بتوانند از آخرین وضعیت و تحلیلهای بازار بهرهمند شوند. جهت دسترسی به کانال اینجا کلیک نمایید.
در محاسبه نسبتP/D (Forward) آیا میتوان میانگین سهساله تقسیم سود را ملاک قرار داد؟
استفاده از میانگین سهساله یا هر عدد دیگری انتخابی و سلیقهای است و محدودیت قطعی ندارد. با این حال، در تحلیلهای مجموعه، معمولا میانگین دو ساله تقسیم سود مبنای محاسبه قرار میگیرد.
روش کار به این صورت است:
· میانگین تقسیم سود دو سال گذشته محاسبه میشود،
· سپس این میانگین در سود خالص برآوردی شرکت ضرب میشود.
این روش به درک دقیقتری از نسبت P/D Forward و پایداری تقسیم سود شرکت کمک میکند.
بله. در حال حاضر، بخشی از داراییهای صندوق سینرژی بر پایه نفت است. رفتار این صندوق ارتباط مستقیم با شرایط بازار نفت دارد:
برای پیشبینی دقیق، باید تا انتشار افشای اطلاعات مهم فولاد صبر کنید. اما یک اصل کلی وجود دارد:
در شرایطی که ریسکهای اخیر بر برخی شرکتها تاثیر مستقیم یا غیرمستقیم گذاشته است، معمولا بهتر است سرمایه از شرکتهای درگیر ریسک به سمت شرکتهایی انتقال داده شود که:
· هیچ ریسک خاصی نداشتهاند،
· در دو ماه اخیر قیمت سهامشان ثابت مانده،
· یا حتی عملکرد فروش و مالی قوی داشتهاند،
این جابهجایی میتواند ریسک پرتفوی را کاهش دهد.
این اتفاق برای تمام شرکتها رخ نداده است. تغییرات این نسبت وابسته به وضعیت گزارش مالی شرکت است:
· اگر گزارش شرکت ضعیف باشد اما برآورد سودسازی افزایش یابد، نسبت P/D بالا میرود.
· اگر گزارش شرکت ثابت باشد، نسبت P/D نیز تغییر نمیکند.
· اگر گزارش شرکت بسیار خوب باشد، نسبت P/D کاهش مییابد.
در محاسبه این نسبت، P ثابت و D در حال تغییر است؛ بنابراین تغییرات گزارشدهی مستقیما نسبت را تحت تاثیر قرار میدهد.
بله. شروع سرمایهگذاری در بورس با هر میزان سرمایه امکانپذیر است. اما شرط اصلی موفقیت در بورس آموزش، مهارت و تسلط است. سرمایه در بورس باید همگام با رشد دانش سرمایهگذار افزایش یابد. کسی که با دانش کم وارد شود، حتی با سرمایه کوچک هم ممکن است زیان کند.
این تفاوت ناشی از استانداردهای حسابداری خاص صنعت کشاورزی و دامداری است. همین تفاوتها در صنایع دیگر مانند بانکداری، بیمه، بازرگانی، تولیدی و خدماتی نیز دیده میشود. هر صنعت براساس ماهیت فعالیت خود، قالب و قواعد گزارشدهی متفاوتی دارد.
در حال حاضر به دلیل ملاحظات امنیتی کشور، انتشار این اطلاعات محدود شده است. به محض صدور مجوز، هر شرکت موظف است میزان خسارت خود را در سامانه کدال منتشر کند. مجموعه آموزشی رز نیز پس از انتشار رسمی اطلاعات، گزارش کامل و تحلیلی این موضوع را ارائه خواهد داد.
هر فعالیت اقتصادی، اگر بدون دانش و مهارت انجام شود، میتواند به زیان منجر شود. هیچ بازاری بدون ریسک نیست و موفقیت در هر حوزهای نیازمند آگاهی، تجربه و مدیریت درست سرمایه است.
با این حال، در مورد بازار بورس گاهی این تصور به وجود میآید که میزان شکست در آن بیشتر از سایر بازارهاست. یکی از دلایل اصلی این برداشت، سهولت ورود به بورس است. در این بازار تقریبا هر فردی میتواند حتی با سرمایهای اندک فعالیت خود را آغاز کند. همین دسترسی آسان باعث میشود افراد بیشتری بدون آموزش و آمادگی کافی وارد بازار شوند و در نتیجه تعداد شکستها بیشتر به چشم بیاید.
در مقابل، در بازارهایی مانند مسکن، طلا یا خودرو نیز ریسک و احتمال زیان وجود دارد. تفاوت در این است که ورود به این بازارها معمولا به سرمایه بیشتری نیاز دارد و برای همه افراد بهسادگی ممکن نیست. به همین دلیل تعداد کسانی که بدون دانش وارد این بازارها میشوند کمتر است و در نتیجه شکستها نیز کمتر دیده میشود.
در واقع مسئله اصلی نه نوع بازار، بلکه میزان دانش، مهارت و آمادگی فرد برای فعالیت در آن بازار است. هر بازاری میتواند هم فرصت ایجاد کند و هم زیان و عامل تعیینکننده، سطح آگاهی و توانایی مدیریت ریسک توسط سرمایهگذار است.
نویسنده: دکتر بردیا خسروانی